زمان برنامه :۲۴ دقیقه
حجم برنامه :۴۴ مگابایت
شعر ابتدا :
چو هر جا موج طوفانیست جا در چشم ما دارد
تو هم طوفان بیدادی بیا در چشم من جا کن
گرت در سینه جائی هست داغ از دست دلبر نه
ورت در دیده نوری هست صرف روی زیبا کن
مکرر چند بتوان دید قحط آباد دنیا را
بر افکن رسم های کهنه رسم تازه پیدا کن
اگر آفاق را آنسو از این سو خوبتر باشد
زمین را در نورد و آسمان را زیر و بالا کن
چو حرف از دوستی خیزد سخن نازکتر از گل گو
چو بحث از دشمنی باشد زبان چون تیغ برا کن
دیدن روی تو دادن جان مطلب ماست
پرده بردار ز رخساره که جان بر لب ماست
بت روی تو پرستیم و ملامت شنویم
بت پرستی اگر اینست که این مذهب ماست
شرب می با لب نوشین تو ما راست حلال
بیخبر زاهد از این ذوق که در مشرب ماست
نیست جز وصف رخ و زلف تو ما را سخنی
در همه سال و مه این قصه روز و شب ماست
باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
باز ای سپیده شب هجران نیامدی
شمعم شکفته بود که خندد به روی تو
افسوس که ای شکوفه خندان نیامدی
با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی
نشناختی فغان دل رهگذر که دوش
ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی
در طبع شهریار خزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی
آهنگ :
خواننده :ایـــرج
مطلع ترانه :
زهـر غـم هجـر تـو بـه جـان کارگـر افتـاد
امیــد وصــال تــو بــه عمــر دگــر افتــاد
عشق تو زند راه خراباتی و زاهد
این شعله چه شوخ است که در خشک و تر افتاد
در هفت صدف گوهر همتائی اگر هست
اشکیست که از دامن مژگان تن افتاد
گوینده :فخری نیکزاد
شاعر :فرصت شیرازی / شهریار / غزل آواز حزین لاهیجی /
همکاری :حبیب الله بدیعی / فرهنگ شریف / منصور صارمی /
جهانگیر ملک /
دریافت اطلاعات :
اعلام برنامه: دارد در ابتدا
اعلام شماره :دارد در ابتدا
http://www.mediafire.com/download.php?ag0e9qhmdd00sl2